روایتی از بازار گرم خرافه در قلب اصفهان/ اینجا می توان از سرکتاب، فال نخود، فال تاروت، کف بینی و انواع و اقسام وسایل سحر و جادو، مهره مار، نعل و سم اسب، دندان خرس، پر عقاب و طاووس پیدا کرد

در دل بافت تاریخی اصفهان، محدوده میدان کهنه و سبزهمیدان، بازاری کمپیدا از باورهای خرافی و ابزارهای مرتبط با سحر و جادو جریان دارد؛ بازاری که در آن از سرکتاب و فال نخود و تاروت تا مهره مار، نعل اسب، دندان خرس و پر عقاب و طاووس عرضه میشود. قیمت این اقلام از حدود ۲۰۰ هزار تومان آغاز میشود و گاه به چند میلیون تومان میرسد؛ اما آنچه این بازار را نگرانکنندهتر میکند، روایتهایی از انجام آیینهای عجیب برای دفع بلا، رفع طلسم و گشایش مشکلات زندگی است؛ آیینهایی که در مرز میان ترس، امید و کسب درآمد قرار گرفتهاند.
اصفهان، شهر تاریخ، هنر و معماری، در کنار جاذبههای شناختهشده خود، با پدیدهای کمتر دیدهشده نیز روبهروست؛ بازاری در محدوده میدان کهنه و سبزهمیدان که در آن انواع خدمات فالگیری، دعانویسی و اقلام منتسب به سحر و جادو عرضه میشود.
در این محدوده، از سرکتاب و فال نخود تا فال تاروت و کفبینی و همچنین انواع دعاهای نوشتهشده و اشیایی مانند مهره مار با ادعای افزایش مهر و محبت، نعل و سم اسب، دندان خرس و پر عقاب و طاووس به چشم میخورد. قیمت این اقلام، بنا بر روایتهای مطرحشده، از حدود ۲۰۰ هزار تومان شروع میشود و برای برخی موارد به چند میلیون تومان میرسد.
با این حال، ماجرا تنها به خریدوفروش این اشیا و انجام فالگیری محدود نمیشود. روایت برخی مراجعهکنندگان از شیوههایی حکایت دارد که با هدف رفع طلسم یا دفع بلا انجام میشوند؛ از استفاده از ادرار پسر نابالغ برای رفع طلسم و کشتن مرغ سیاه در سهراهی برای دفع بلا گرفته تا ریختن سرکه و خاکستر در چهارچوب در خانه. این موارد، روایتهایی از باورها و رفتارهای خرافیاند و اثربخشی آنها پشتوانه علمی معتبری ندارد.
اما پرسش مهم این است که چرا برخی افراد با وجود نبود شواهد علمی، همچنان به چنین روشهایی روی میآورند؟ پاسخ مشترکی که در روایت برخی مراجعهکنندگان شنیده میشود، این است: «امتحان کردیم، جواب گرفتیم.»
برای بسیاری از افراد، مراجعه به دعانویس یا خرید وسایل منتسب به طلسم، صرفاً یک معامله اقتصادی نیست؛ گاهی این کار به آخرین امید برای عبور از بحرانهای شخصی تبدیل میشود. وقتی بیماری، بیکاری، فقر، اختلافات خانوادگی یا تجربه خیانت، زندگی فرد را تحت فشار قرار میدهد، میل به یافتن راهحلی فوری و قطعی میتواند او را به سوی باورها و روشهایی سوق دهد که وعده گشایش میدهند.
فالگیری، دعانویسی و باور به طلسم پدیدههایی تازه نیستند؛ این باورها در بسیاری از جوامع، در پیوند با ترس از ناشناختهها و امید به تغییر شرایط زندگی شکل گرفتهاند. با این حال، زمانی که اضطراب و مشکلات اقتصادی و اجتماعی زمینهساز گسترش چنین بازارهایی میشوند، موضوع از یک باور فردی فراتر میرود و به مسئلهای اجتماعی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، آگاهیبخشی عمومی، تقویت سواد رسانهای و علمی، دسترسی به خدمات مشاورهای و حمایت از افرادی که با مشکلات اقتصادی و روانی روبهرو هستند، میتواند در کاهش آسیبپذیری مردم در برابر وعدههای بیپشتوانه نقش داشته باشد.
بازار خرافه، بیش از آنکه صرفاً محل عرضه چند شیء عجیب یا انجام انواع فال باشد، آینهای از ترسها، نگرانیها و امیدهای بخشی از جامعه است؛ بازاری که تا زمانی که نیازهای واقعی مردم بیپاسخ بماند و راهحلهای معتبر در دسترس آنان نباشد، ممکن است همچنان مشتریان خود را پیدا کند.