گزارشی از بازار فروش پوشاک «استوک» و «تاناکورا» در شاهین شهر/ بازار پوشاک اصفهان آرام و خاموش است؛ اما اوضاع در شاهين شهر فرق دارد

بازار پوشاک اصفهان در سکوت و رکود روز را شب میکند، اما تنها ۲۰ کیلومتر آنسوتر در شاهینشهر خیابانی پرهیاهو از «استوک» و «تاناکورا» به پاتوق جوانان و خانوادههایی تبدیل شده که میان گرانی سرسامآور پوشاک نو، به دنبال برند اصل با نصف قیمت هستند.
از چهارباغ تا شاهینشهر، مسیر نهفقط یک جابهجایی شهری، بلکه عبور از فصلی به فصل دیگر است؛ جایی که بازار پوشاک اصفهان آرام و خاموش مانده و مغازهداران پشت ویترینهای بیمشتری، با چای نیمهسرد روز را سر میکنند. فروشندگان میگویند برچسب قیمتها هر روز تغییر میکند و مشتریان کمتر به خرید دل میبندند.
اما در شاهینشهر اوضاع کاملاً متفاوت است. کوچههای مخصوص فروش پوشاک «استوک» و «تاناکورا» پر از رفتوآمد جوانانی است که کاپشنها را یکییکی از رگالها پایین میآورند و صدای «چقدر حساب میکنی؟» از هر مغازهای شنیده میشود. تابلوهای نئون با فونتهای خارجی میدرخشند؛ برندهایی مثل Nike، The North Face و Timberland که زمانی فقط در ویترین پاساژهای لوکس دیده میشدند.
محسن کریمی، فروشنده باسابقه تاناکورا و استوک، درباره منشأ این لباسها میگوید: «این اجناس از خیریههای اروپایی یا انبار برندها میآیند. لباسهای کمپوشیده مردم (تاناکورا) و لباسهای نو و آکبند برندها (استوک) که بهدلیل پایان فصل، تغییر کالکشن یا سایزبندی ناقص از چرخه فروش خارج شدهاند، در قالب گونیهای صد کیلویی بستهبندی و به پاکستان و ترکیه ارسال میشوند. بخشی از آنها از مرز بانه و بخشی از زاهدان و چابهار وارد ایران میشود. ما از واسطهها عدلها را میخریم. بعضی لباسها کاملاً نو هستند و حتی اتیکت دارند؛ یعنی برند اصل با نصف قیمت.»
علی عزیزی، صاحب چند شعبه استوک و تاناکورا، نیز میگوید: «اینجا تقریباً یک خیابان کامل مخصوص این کار است. بیشتر کفش و کتانی برند میفروشیم؛ از آدیداس و نایک تا نورث فیس و تیمبرلند. اغلب استوکاند، فقط جعبه ندارند. کفشی که در فروشگاه ۲۰ میلیون است، اینجا کمتر از چهار میلیون فروخته میشود. مشتریها از کل استان میآیند؛ جوانها دنبال خاص بودناند و خانوادهها دنبال صرفه اقتصادی.»
مهدی رحیمی، دانشجو، از تجربه خریدش میگوید: «لباسها سبک، گرم و برند واقعیاند. نمیتوانم چند میلیون خرج کنم، اما اینجا با نصف قیمت لباس اصل میخرم و با پول یک کاپشن ایرانی، دو کاپشن با مدل بهتر میگیرم.»
مهناز رفیعی، خانهدار، نیز میگوید: «پارسال برای بچهها پالتو استوک گرفتم، هنوز مثل روز اول است. مدلها خوشدوختاند. تولید داخل هم خوب است، اما قیمتها به جیب ما نمیخورد. وقتی همین را با یکسوم قیمت میدهند، چرا نخریم؟»