افتادن در تور رستورانها و کافههای ادایی اصفهان برای بسیاری از شهروندان به یکی از هولناکترین تجربهها تبدیل شده/ جایی که یک قرار ساده میتواند به پرداخت چند میلیون تومان برای یک وعده غذای معمولی ختم شود

افتادن در تور رستورانها و کافههای ادایی اصفهان برای بسیاری از شهروندان به یکی از هولناکترین تجربههای شهری تبدیل شده؛ جایی که یک قرار ساده یا یک تولد خانوادگی میتواند به پرداخت چند میلیون تومان برای یک وعده غذای معمولی ختم شود و لحظه کارتکشیدن، بهجای شادی، تبدیل شود به اضطراب و فشار اقتصادی.
در اصفهان، افتادن در تور رستورانها، باغرستورانها و کافههای ادایی و لوکسنما برای بسیاری از شهروندان به تجربهای تلخ و پرهزینه تبدیل شده است؛ تجربهای که بهگفته مردم، گاهی مرز میان «تفریح» و «تنبیه اقتصادی» را پاک میکند. در شهری که دهکهای متوسط و پایین بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل میدهند، ریالبهریال پول از زیر پای مردم بیرون کشیده میشود و یک قرار ساده میتواند به پرداخت چند میلیون تومان برای یک غذای معمولی ختم شود.
شهروندان اصفهانی میگویند بسیاری از افراد بهخاطر رودربایستی، فشار اجتماعی، قرار با جنس مخالف، قول تولد یا حتی خستگی روزمره، ناخواسته در تور این فضاهای لوکسنما میافتند و حسابی نقرهداغ میشوند. در روایتهای متعدد تأکید میشود تجربهای که میتوانست شیرین باشد، در این فضاها به مصیبت اقتصادی تبدیل میشود؛ چون فردی که مجبور است برای یک قرار ساده، بخش قابلتوجهی از حقوق یک ماه خود را خرج کند، ناچار است لبخندی تصنعی روی صورتش پهن کند تا وانمود کند همهچیز طبیعی است؛ در حالی که نیست.
قیمتهای فضایی وقتی «پسر با نامزد» وارد میشوددر روایتهای میدانی، شهروندان به نکتهای اشاره میکنند که کمتر دربارهاش صحبت شده است:
«وقتی بعضی رستورانها میبینند پسر با نامزدش آمده، قیمتها را فضاییتر میگویند؛ چون مطمئناند پسر هرچه بگوید، میدهد.»
بهگفته مردم، این رفتار تبدیل شده به یک ترفند درآمدی در برخی فضاهای لوکسنما؛ جایی که ظاهر شیک و نورپردازی، پوششی است برای قیمتهایی که هیچ تناسبی با کیفیت غذا ندارند.روایتهای شهروندانزهرا، مادر دو فرزند، میگوید برای تولد فرزندش به یک کافهرستوران در محدوده ناژوان رفته بود؛ شبی که تصور میکرد قرار است شیرین باشد. اما وقتی فاکتور نهایی را آوردند، میگوید:
«احساس کردم تولد بچهم تبدیل شد به مراسم خاکسپاری حقوقم.»
او تأکید میکند بخش زیادی از شب را با استرس گذرانده، چون نمیخواست خانوادهاش بفهمند این تفریح کوچک چه فشار مالی سنگینی ایجاد کرده است.امیر و نرگس، زوج جوان، نیز تجربه مشابهی دارند. آنها برای اولین قرار رسمیشان به یک کافه لوکسنما رفتهاند. امیر میگوید:
«تمام مدت تلاش میکردم آرام و مطمئن بهنظر بیام، اما موقع پرداخت هزینه هاج و واج مانده بودم.»
سینا، شهروند دیگری، میگوید بعد از یک روز سخت کاری تصمیم گرفته با دوستش به یکی از کافههای جنوبی اصفهان برود تا حالش بهتر شود، اما لحظه پرداخت،
«استرس شدید گرفتم.»امیر و نرگس که برای قرار رسمیشان به یک کافهرستوران لوکسنما در محدوده اتوبان فرودگاه رفتهاند، میگویند لحظه حسابکردن تبدیل شده به نقطه اوج اضطراب. امیر توضیح میدهد:
«قرار خوب پیش میرفت، اما از لحظهای که وقت حسابکردن رسید، انگار همه فشارها روی شانههام نشست. فقط یک فکر توی سرم بود: این پرداخت از کجا جبران میشود؟»
لحظه کارتکشیدن؛ لحظه اضطرابشهروندان تأکید میکنند این فضاهای لوکسنما تنها جیب مردم را هدف گرفتهاند. بسیاری میگویند لحظه کارتکشیدن تبدیل شده به لحظهای پر از اضطراب؛ لحظهای که آدم با خودش فکر میکند:
«آیا این خوشی کوتاهمدت ارزش این فشار را داشت؟»